عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
169
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
كه در آن آيت گفت : إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ عدل آنست كه عطا به قدر استحقاق بنده دهد ، و فضل آنست كه به قدر استحقاق بر افزايد ، و بكرم خود فراخ بنوازد . وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ الآية . . . اين آيت در ذمّ قومى آمده از اهل كتاب كه ايشان با مسلمانان در معاملت بدسازى ميكردند ؛ و فام « 1 » دير باز ميدادند ، و امانت دير باز ميگزاردند ، و با ايشان خيانت و معاملت بد روا ميداشتند ، و ميگفتند : ما در كار عرب نه مخاطبايم نه معاتب . و در نمودن اذى ايشان بزهاى نميديدند . ربّ العالمين اين آيت فرو فرستاد بجواب ايشان : وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ ميگويد : از اهل تورات كس است كه اگر قنطارى مال بامانت نزديك وى نهى آن مال با تو دهد ، و اين عبد اللَّه بن سلام است كه هزار و دويست اوقيه زر بامانت بوى دادند آن امانت به شرط خويش و ذمّت خويش باز گزارد . وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينارٍ لا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ - اين يكى فنحاص بن عازورا است ، يك دينار بوديعت به او دادند در آن خيانت كرد . يؤده و لا يؤده بجزم هاء قراءة ابو عمرو و حمزه و ابو بكر است . فراء گفت : اين مذهب بعضى عرب است كه جزم در « ها » روا دارند چون ما قبل آن متحرّك باشد . إِلَّا ما دُمْتَ عَلَيْهِ قائِماً - يعنى بالتّقاضى و المطالبة و بالاجتماع معه ، فان انظره و اخّره انكره . ذلِكَ بِأَنَّهُمْ اى ذلك الاستحلال و الخيانة بانّهم يقولون : لَيْسَ عَلَيْنا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ - امّيّان در قرآن عرباند كه ايشان قومى بودند بىكتاب . ميگويد : آن استحلال و خيانت ايشان به آنست كه ميگويند : در كار عرب بر ما ملامت و عتاب نيست ، و اموال ايشان ما را مباح است ، كه نه هم دين مااند و نه كتاب ما
--> ( 1 ) فام بر وزن و معنى وام است كه به عربى قرض و دين خوانند ( برهان قاطع )